عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
704
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
جملهء كافران زميناند ، و بيرون آوردن ايشان از نور ، نه آنست كه ايشان را نورى بود و از آن بيفتادند ، لكن معنى آنست كه ايشان را خود از نور باز داشتند . حسن گفت - ان لا يدعهم يدخلونه - و اين در لغت روا و روانست ، يقال قد ضمّنت القوم دم فلان ، و اخرجتك منه اى لم ادخلك فيه ثم قال : أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ - اى لا يموتون لا يفتر عنهم و هم فيه مبلسون . أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ فِي رَبِّهِ الآية . . . - اى جادل ابراهيم فى دين ربه ، ميگويد - دانستهاى قصهء آن مرد كه حجت جست بابراهيم و حجت آورد در دين خداوند ابراهيم ؟ و هو نمرود بن كنعان بن ماس بن ارم بن سام بن نوح ، و قيل هو نمرود بن كنعان بن سنجاريب بن كوش بن سام بن نوح . اول كسى كه تاج بر سر نهاد و در زمين دعوى خدايى كرد او بود . مجاهد گفت چهار كس آنند كه جهاندران بودند و ملك ايشان به همه زمين برسيد ، دو از ايشان مؤمن و دو كافر ، آن دو كس كه مؤمن بودند : - سليمان بود و ذو القرنين ، و آن دو كه كافر بودند : - نمرود بود و بخت نصر . گفتهاند كه نمرود طاغى صانع آفريدگار را جل جلاله منكر نبود و دعوى جبارى كه ميكرد بر طريق حلول بود ، چنانك بعضى ترسايان بر عيسى دعوى كردند ، و بعضى متشيعه بر على ع . و مذهب حلول آنست كه بارى عز و علا به اشخاص ائمه فرود آيد . تعالى اللَّه و تقدس عما يقول الظالمون علوا كبيرا . أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ - اى لان آتاه اللَّه الملك فطغى - ميگويد حجت جست با ابراهيم از آنك اللَّه تعالى وى را ملك داد و طاغى گشت . و قال بعضهم أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ يعنى ابراهيم آتاه اللَّه الملك و النبوة و امر جميع الناس باتباعه . إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ - مفسران گفتند - اين آن گه بود كه ابراهيم در بتخانه شده و بتان را شكسته ، و نمرود او را حبس فرموده ، پس از حبس بيرون آوردند او را تا بسوزند ، نخست نمرود از وى پرسيد - من ربّك الذى